<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وب نوشته های محمد علی امجدیان</title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/</link>
<description>خیال روی کسی در سر است هرکس را ××× مرا خیال کسی کزخیال بیرون است</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 04 Mar 2010 20:09:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>به رنگ ارغوان</title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/cache/82fd352c2c77f9fb580cf0f7ba893afb.jpg&quot; align=left vspace=5 border=0&gt;امروز غروب که شد به سرمان زد برویم سینما فرهنگ به رنگ ارغوان حاتمی کیا را ببینیم . خوب حاتمی کیا هم که میدانید باید نهار ، نان و فلسفه با چاشنی &quot;نماد&quot; خورده باشی که بتوانی بعد از ظهرش به تماشای حاتمی کیا بنشینی . هر چند حاتمی کیا بعضی وقتها خیلی مخاطبش را به نمادهایش و هدف های اخلاقی اش نزدیک میکند (مثل دعوت) اما اینجا (در به رنگ ارغوان) کمی فهم و برداشت ها احتیاج به تعمق و زمان بیشتری داشت . معمولا این جور فیلم ها در لحظه انسان را ارضاء نمی کنند بلکه باید در روندی تحلیلی، لذت هنری را خودت با دست های خودت از درون فیلم بیرون بکشی . (و به اصطلاح به نوعی برای فهم سمبولیک اثر هنری به ذهنت فشار بیاوری ) نکته بارز این فیلم این بود که درسال ۸۳ ساخته شده است ، اما تا همین چند وقت اخیر در توقیف بسر میبرد . یعنی چیزی حدود پنج سال است که دارد خاک می خورد  . تا اینکه در جشنواره اخیر رفع توقیف شد و به عنوان بهترین فیلم هم انتخاب شد . &lt;STRONG&gt;فقط من در این میان هر چه زور زدم نفهمیدم علت توقیف پنج ساله این فیلم چه بوده&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;؟...&lt;/STRONG&gt; شاید اعمال عنصر امنیتی ای که قهرمان فیلم هم بود، به نوعی تداعی کننده برخی خشونت های ناموجه سیستمی بوده و یا اینکه حاتمی کیا گناه بزرگتری در متن نقش این نیرو گنجانده بود و آنهم عاشق شدن او بود ... (چه میدانم به هر حال بسوزه پدر عاشقی) . شخصیت &quot;قرتی&quot; و دلقک فیلم (کورش تهامی) را که مثلا عاشق پیشه هم بوده (اما از این کشکی هاش) کاملا دور و بر خودم تو این سالها دیده ام کسانی که بدلیل عشق دروغیشان در صورت پا ندادن طرفشان سریع او را تهدید میکنند و البته با یک &quot;پخ&quot; قافیه را میبازند ... شخصیت آنتن هم که در واقع یک نیروی &quot;قلابکشککی&quot; است و هیچ بخاری از او بغیر از همان &quot;آنتن بودن&quot; بر نمی خیزد هم زیاد بازبرخورد داشته ام . نکته دیگر اینکه حاتمی کیا سعی می &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 180px; HEIGHT: 140px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=4 src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/10/5318013811621310618411113426126261361518953.jpg&quot; align=right vspace=4 border=0&gt;کند شخصیت &quot;شفق&quot; را کاملا بدون قضاوت اخلاقی معرفی کند و اصراری ندارد چهره او را خشن، نامهربان ، خیانتکار و ... جلوه دهد .شاید جالب ترین بخش فیلم و نتیجه گیری ای که حاتمی کیا می خواهد از این فیلم بکند بخش نهایی فیلم باشد که&quot;بازخورد&quot; برخورد های خاص امنیتی را منفی قلمداد می کند به طوری که این فضاها و برخورد ها از یک  شخصیت بی تفاوت یک شخصیت فعال و اکتیو (و شاید خطرناک) را در آینده بسازد ... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;HR&gt;
پی نوشت ۱. اگه مثله ما فیلمباز به اصطلاح (خسی) هستید و بدنبال گشتن در تو در توی نماد های فیلم ها هستید این فیلم را حتما ببینید . اما اگر برای این میروید که &quot;این فیلم پنج سال توقیف بوده&quot; بهتره که همون فیلم های فاخر تلویزیونتان را ببینید و زحمت نکشید که پشیمون میشید ... در ضمن از این ساندویج کالباس ها نخورید ... ما خوردیم پشیمونیم ... 
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت ۲. راستی ...  &quot;تو هم با ما نبودی&quot; .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت ۳. امروز پایان دیروز و آغاز فردا بود من همچنان مشتاقم در حال باشم ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Mar 2010 20:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این هم به خاطره ها پیوست ...</title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>سراب نیلوفر - کرمانشاه ... جمعه سی ام بهمن ماه سال ۱۳۸۸ در جمع دوستان ... </description>
<pubDate>Fri, 19 Feb 2010 14:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این &quot;دیگران&quot; از جان آدم ها چه می خواهند ؟</title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;اروینگ گافمن جامعه شناس آمریکایی تبار نظریه نمایشی ( وب سایت شخصی محمد علی امجدیان )&quot; hspace=5 src=&quot;http://wpcontent.answers.com/wikipedia/en/thumb/d/de/Erving_Goffman.jpg/225px-Erving_Goffman.jpg&quot; align=left vspace=5 border=0&gt;اروینگ گافمن جامعه شناس مکتب کنش متقابل نمادین می باشد که اندیشه هایش در جامعه شناسی خرد از شهرت بسیار زیادی برخوردار است . به طور مشخص &quot;نظریه نمایشی&quot; مهمترین کار گافمن است که زندگی انسانها را در یک تشبیه ستودنی و بی نقص با صحنه نمایش مقایسه میکند . گافمن سخت تحت تاثیر نظریات جرج هربرت مید موسس مکتب کنش متقابل نمادین بوده است . همچنین برداشت هایی از تلقیات نمایشنامه ای شکسپیر هم در آثار او دیده می شود . گافمن اینگونه می پنداشت که افراد در هنگام کنش متقابل می کوشند جنبه ای از خودشان را نمایش دهند که همواره مورد پذیرش دیگران است . افراد در جلوی صجنه نمایش زندگی سعیشان در این است که ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 29 Jan 2010 08:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شعری که کمی دیر عنایت شد ...</title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt; تقدیم به بیکرانه ترین اقیانوس عشق ، حضرت سید الشهدا (ع) :&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وقتی که ذوق شاعـر بیچــاره زخـمــی است &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وقتی نـبـود قـافــیـه در شـعـر ، حتمی است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; دیگر چـکونـه شـعــر بــگــویـم بــرای دوست &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دیـگــر چــگـونــه راه روم پــا بـه پـای دوسـت &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;رنگـین شـدسـت مـیــکــده از جـوی خـون او&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;دیـــگــر چـــگـــونـــه آب بــنــوشـم بــدون او&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;پیوند این جهان ز عـزیـزی گـسـسـتـه است&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گویا که پایه های محکم دنیا شکسته است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;افـتاده اسـت خـیـمــه خــورشــید بـر زمـیـن &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تـاریـک و تـار مـی شـود این خانه بعد از این&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;از ایـن غـروب سـرخِ تو هسـتـی طـلـوع کرد&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;پــایــان تـــو ســعــادت مــا را شــروع کـــرد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گرچـه تـمـام خـلـق ز مـرگــت یـتــیـم شــد &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;امــا صـــراط دیـن خـدا مــسـتـقـیــم شــــد &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 Jan 2010 09:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیاست نامه ! (اعلام بیزاری از آشوبگری های اخیر)</title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;متاسفانه جریانات اخیر کشور و اقدامات عده ای آشوب طلب و نادان در این فضای ملتهب سیاسی ، کشور را به ورطه اغتشاشات و بی نظمی هایی غیر انسانی کشانده که هیچ انسان آزاده ای این اعمال زشت را توجیه و تایید نمی کند . این اعمال از طرف هر کس که میخواهد باشد زشت و زننده و محکوم است . فرقی نمی کند چه اصلاح طلب باشیم ، چه اصولگرا باید بصیرت این را داشته باشیم که تشنج و تنش اجتماعی بازخوردی جز ویرانی و خرابی برای ایران و سوء استفاده اجنبی ها در بر ندارد . من خود به عنوان کسی که در انتخابات به آقای میر حسین موسوی رای داده ام و به نقشه های راهبردی وی برای خدمت به ایران ایمان داشته ام ، اکنون هرگز اردوکشی های خیابانی منتسب به ایشان را تایید و توجیه نمیکنم و به شخصه از این اعمال خشونت طلبانه و هتاکانه اعلام برائت و بیزاری می کنم . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این حرفهایم مطلقا از سر ترس و تملق نیست . بنده معتقدم درد های فراوانی چه از نظر اقتصادی و چه از نظر فرهنگی در جامعه امروز ایران وجود دارد اما&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#330099&gt; به عنوان یک &quot;کارکرد گرا&quot;ی مسلمان ایمان دارم که تنش و دامن زدن به تضاد اجتماعی هرگز دردی را دوا نمی کند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; .  در چنین شرایطی برای سران اصلاح طلب یا به اصطلاح جنبش سبز دو راه باقی مانده است . &lt;FONT color=#0000cc&gt;یا اینکه از اعمال وحشیانه عده ای آشوبگر که از طریق سرویس های تبلیغاتی غرب تغذیه می شوند برائت جویند&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#0000cc&gt;یا اینکه رسما اعمال زشت آنها را تایید و توجیه نمایند . تا سیه روی شود هر که در او غش باشد .&lt;/FONT&gt; البته هنوز حجت بر من تمام نشده و اگر روزی این حجت تمام شود و کاملا مطمئن شوم که آقایان از این فضای خونین و ملتهب چندان بدشان هم نمی آید دیگر بنا را بر توصیه وحدت و آشتی ملی نمی گذارم . بلکه من نیز مانند دیگران برخورد سریع و قانونی را با این آقایان طلب می کنم . لکن اگر اکنون بخواهم بنا را بر خوشبینی بگذارم نمیتوانم پیشنهادی جز آشتی ملی و کنار گذاشتن کینه ها را برای برون رفت از این بحران ارائه دهم . اکنون در این نوشتار هم با همین دید قضیه را دنبال میکنم ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من قصد داشتم و نیت کرده بودم که در گیر و دار های سیاسی وارد نشوم و در این باب روزه سکوت بگیرم که از سوی دوستان عزیزی در نظر های وبلاگ و برخی دیگر از عزیزانم در جاهای دیگر، دعوت به شکستن این روزه شدم . و روزه هم که می دانید اگر واجب نباشد ، با دعوت ، شکستنش جایز است . گرچه پیش از این ، انتقاد اصولی سرلوحه عملم  بوده اما بی آنکه خود را همفکر و همپیمان جریان خاصی بدانم عرض میکنم که : یقین کنید اگر سکوت کرده ام سکوتم از سر تنبلی و ترس نبوده بلکه از سر تردید است . تردید از اینکه کدامین رسالت است که لباس غرور بر تن کرده و برای ما خود را مشروع ساخته که این گونه با مهرورزی و آشتی دشمن شده ایم و اینگونه آرامش جامعه را به هم میریزیم . کدامین منفعت دنیوی و اخروی است که ما را بجان هم انداخته و اینچنین ما را آسیمه سر نموده . چه اندیشه ای و چه آرمانی است که دشمنی و کینه توزی متقابل را توجیه می سازد . همه ما یا مسلمانیم یا اقلا به یکی از ادیان حقه اعتقاد داریم کدامیک از رسولان و بزرگان ادیان  دستور داده اند که اینگونه به خون و مال برادران دینی خود تجاوز کنیم و بدیگر انسان ها بی محابا تهمت بزنیم و بر فضای پرتنش کشور دامن بزنیم و بد تر از آن به برخورد های خونین (شبه هولیگانیستی) مهر تایید بزنیم . &lt;FONT color=#660000&gt;من هرچه گشته ام در دین خویش بجز انصاف و گذشت و ایثار و مهرورزی و مهربانی ندیده ام . خشونت ، تنش ، آشوب ، و تهمت را هیچ دینی و هیچ مسلکی تجویز نمی کند .توهین به ادیان و مقدسات دیگران در هیچ مسلکی جایز نیست . عاشورا مقدس است . امام حسین مقدس است . آرامش جامعه مقدس است . حریم عمومی مقدس است .  جان مردم مقدس است . آبروی دیگران مقدست است .&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;.&lt;/FONT&gt; ... چه بر سر ما آمده که در ردای مسلمانی اینگونه به خون هم و به خون مقدسات هم تشنه شده ایم و به یکدیگر توهین میکنیم و از هر طرف ویرانی را برای ایرانمان طلب می کنیم ، نمی دانم . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا با حرف هایمان و اعمالمان بر خرمن آماده سوختن کبریت میزنیم ؟ ... مگر قرآن را نخوانده ایم که میگوید حتی در حق بت پرستان هم نباید اهانت را جایز بدانیم . تازه ما از هر طیفی هم که باشیم باز طرفمان را از بت پرست بدتر نمیدانیم که این کارها را مجاز بدانیم . قرآن کریم خطاب به هم مسلمانان و بخصوص مسلمانان عصر ما می فرماید : &lt;FONT color=#330033&gt;و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدواً بغير علم کذالک زينا لکل امه عملهم &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;(هرگز به بت پرستاني که غير خدا را مي خوانند اهانت نکنيد زيرا آنان نيز به خداي شما از روي جهل اهانت مي كنند. اين چنين ما براي هر امتي عملشان را زينت داده ايم)&lt;BR&gt;خوب &lt;STRONG&gt;البته&lt;/STRONG&gt; طبیعی است که وقتی طرفین به یکدیگر و سران یکدیگر توهین کنند و کار را از حد بگذرانند ، به یکدیگر تهمت بزنند و به حقوق هم تجاوز کنند و یا صحنه خیابان ها را عرصه تلافی و تلاقی خویش قرار دهند نتیجه همینی میشود که میبینیم شده . برای برون رفت از این بحران ضروری است که رجوع کنیم به اصول اعتقادی و انسانی خود . وگرنه همچنان باید زندگی در ایرانی ملتهب را تا یک ناکجا آباد نامعلوم تجربه و تحمل کنیم . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ما که خود را شیعه علی (ع) میدانیم مگر در خطبه 240نهج البلاغه مولا نخوانده ایم که او درباره عثمان چه می گوید ؟ چرا عثمانی که چندان با علی رابطه اش خوب هم نیست ، اینگونه مهربانانه از سوی مولا خطاب می شود که &lt;FONT color=#330099&gt;:« آنچنان براي تو خير خواهي کردم که مورد اتهام قرارگرفتم».(&lt;/FONT&gt;خطبه 240) این نگاه محبت آمیز امیر المومنین به عثمان از سر این نیست که او علاقه قلبی وافری به عثمان داشته باشد بلکه زمان شناسی و مدارا و قدرت تحمل مخالف آن حضرت را می رساند . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چرا ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 14:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تمام حرف من و حرف تمام من</title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;اگر امیدی بود&lt;BR&gt;اگر امیدی بود که می چشیدم در پس این پرده چه می گذرد ، حتی یک ثانبه هم اینجا نمی ماندم . می رفتم و می گذشتم  از این گندابه هوس آلوده . رها می شدم از این خاله بازی های زشت و نافرجام . آزاد می شدم از پهنای غرور . بال در می کشیدم از مرداب خود خواهی وحتی دگر خواهی های خودخواهانه  . پا در می کشیدم از باتلاق آرزو . قایقی می شدم ، رها بر بی کرانه دریا . نه دریای آبی که دریای سرخ و خونین &quot;همیشه&quot; . ماهی ای می شدم تنها در تالاب بی خیالی . پروانه ای می شدم که خاطره سوختن در ذهنش باقی نمی ماند . &quot;ما گلچین تقدیر و تصادفیم&quot;&lt;BR&gt;من می ترسم&lt;BR&gt;می ترسم از نگاه کردن . می ترسم از نگاه نکردن . می ترسم از ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 10:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قیام جاودانه </title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 90px; HEIGHT: 146px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=2 src=&quot;http://www.emad.ir/pic/Emaad-1402-tiny.jpg&quot; align=right vspace=2 border=0&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;کتاب قیام جاودانه اثر گرانسنگ علامه محمد رضا حکیمی است که به شیوایی هر چه تمام تر به موضوع قیام امام حسین (ع) می پردازد . نگاه متفاوت و اصیل استاد حکیمی در این کتاب ، می تواند به مثابه چراغ روشنی در مسیر شناخت حقیقی امام حسین(ع) نور افشانی کند و در این سیر عرفانی همچون بارانی حیات بخش بر اندیشه های تشنه معرفت امام حسین (ع) ببارد . در این نوشتار برای شما عزیزان بخش هایی از افسوس های استاد را خواهم آورد :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اینجانمی توانم از یادکرد افسوسی بس گران بگذرم . و آن افسوس بس گران این است که عاشورا ، هنوز هم ، چنانکه باید شناخته باشد شناخته نیست . دوست به گونه ای عاشورا را ننمایانده است ، و دشمن به  ... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Dec 2009 02:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوباره ماه ماتم آمد و دل غرق ماتم شد </title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث 
پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در 
این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزد &quot;. آری که مرگ سرخ سزاوار تر 
و شیرین تر از زندگی ننگین است و آری که &quot;شهادت نه یک باختن که یک انتخاب است&quot; . 
انتخابی حقیقی بر مبنای آگاهی و شعوری کامل . و این شهادت برای شهیدان 
چه طعمی می تواند داشته باشد جز گوارا طعمی شیرین تر از عسل . و قافله 
سالار این واقعه عظیم چه کسی می تواند باشد جز آنکس که پس از تماشای حادثه سراسر 
خون، می گوید :&quot;ما رایت الا جمیلا&quot; .</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 12:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اینجوری نوشتنم عالمی داره </title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;پدرام نوذری : &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بالاخره بعد از یک هفته جون کندن اساسی ، نمایشگاه پژوهش و فناوری هم تموم شد . هر چند که هیچ &quot;مالی&quot; نبودیم ولی در کل یه بار دیگه با نخه های این شهر (ببخشید نخبه های این شهر) گپ زدیم و گفتیم و خندیدیم و گریه کردیم و خاطره ثبت کردیم . به جان شما که خیلی صفا داشت . به چند دلیل:&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Dec 2009 18:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>می خواهم برگردم به کودکی</title>
<link>http://amjadian.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کجایی دنیای قشنگ و کاغذی کودکی ؟ کجایی روزگار دیوارهای  ترنم زده و مملو از بوی خوش خاک خیس خورده ؟ کجایی خاک ؟ کجایی خاک بازی ؟ کجایی دنیای کوچه کوچه بی بن بست ؟ کجایی عالم بی فکری و بی خیالی ؟ کجایی؟ ها ؟ کجا ... ؟؟؟ بیچاره حسین پناهی مرد از بس گفت &quot; می خواهم برگردم به کودکی &quot; ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انگار زندگی جاده ای است یک طرفه . خیابان ها و مسیر های سر سبز کودکی دیگر ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 20:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amjadian&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>amjadian</dc:creator>
<guid>http://amjadian.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
