تبليغاتX
وب نوشته های محمد علی امجدیان

من زان خودم چنانکه هستم ، هستم

گــر مــن ز می مغانه مـــستم ، هــستم
گر کافر و گبر و بـت پرســــتـم ، هـسـتـم
هـر طـایـفــه ای بــــمــن گــمــانــی دارد
من زان خودم چنان که ، هستم ، هستم    "خیام (ره)" 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 16:13  توسط محمد علی امجدیان  | 

نرم افزار فرهنگی اجتماعی دختران آفتاب در کرمانشاه تولید و توزیع شد

خبرگزاری شبستان گزارش داد :

نرم افزار دختران آفتاب از سوی کانون فرهنگی هنری ولایت مسجد رضوی در کرمانشاه تهیه شد.

محمد علی امجدیان، طراح نرم افزار دختران آفتاب، به خبرنگار شبستان گفت: نرم افزار فرهنگی اجتماعی دختران آفتاب از سوی شورای انفورماتیک مجمع رضویون و سازمان ملی جوانان استان کرمانشاه تهیه شد.

وی تصریح کرد: این نرم افزار به بررسی دقیق مسائل زنان دراسلام و جهان غرب می پردازد و همچنین نگاهی همه جانبه را در جامعه امروز از دید اسلام و دیگر مکاتب بشری برای زنان معطوف می کند.

امجدیان، بیان کرد: نرم افزار دختران آفتاب بر مبنای اصول فقهی، دینی، جامعه شناسی، روان شناسی و در واقع می توان گفت این نرم افزار به صورت کاملاً علمی و با اظهار نظر کارشناسان امر تهیه و تنظیم شده است.

وی افزود: نرم افزار فرهنگی اجتماعی دختران آفتاب در شش بخش اصلی حجاب و عفاف، نقد فمنیسم، رد شبهات فقهی حقوقی زنان، حضور اجتماعی زنان، کتابخانه تخصصی، معرفی کتاب، ازدواج و خانواده و گفتمان رادیوی به بحث و بررسی مسائل تخصصی زنان می پردازد.

طراح نرم افزار دختران آفتاب، گفت: امیدواریم مخاطبان نرم افزار دختران آفتاب نقطه نظرات خود را در وب سایت تخصصی این نرم افزار به آدرس www.dokhtaraneaftab.com مطرح كنند و ما را در نائل آمدن به اهداف بلندمان یاری کنند.

وی در پایان گفت: علاقه مندان می توانند جهت تهیه نرم افزار به وب سايت تخصصي نرم افزار دختران آفتاب مراجعه كنند.

گفتنی است، این نرم افزار به منظور ترویج فرهنگ عفاف و حجاب و معرفی جایگاه زنان در جامعه اسلامی به صورت رایگان در اختیار افراد قرار می گیرد.

پایان پیام/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 13:23  توسط محمد علی امجدیان  | 

نه اسلام آمریکایی ، نه اسلام کمونیستی

روزگاری شعار آرمانی نه شرقی نه غربی ، جمهوری اسلامی مردممان ، نوید استقلال سرزمینمان را با فریاد های حقیقی مردمی که فقط برای آرمان و عمل شعار میدادند ، تن شرق و غرب را به لرزه می انداخت و مقابله با کسانی که به نوعی خواستار وابستگی کشور به شرق و غرب  بودند به شدت از سوی شخص امام راحل (رض) در دستور کار قرار می گرفت و هیچ کس هم بخاطر هیچ مصلحتی حق تحمیل نظر خویش را بر این اندیشه متعالی نداشت . امام (رض) میگفت نه غرب در سیستم لیبرالی اش میتواند نیاز های جامعه اسلامی را بر طرف کند و نه شرق با کمون ها و آرمانهای سوسیالیستی اش بلکه در سرزمینی مثل ایران باید با لحاظ نمودن مختصات ایرانیت و اسلامیت ملت ایران یک جمهوریت مبتنی بر اسلام بنا نمود که از همه لحاظ مترقی باشد . سر زمینی اسلامی که در تمام دنیا به ام القرای تمام سرزمین های اسلامی مبدل شود و مردمش از این موضوع به خود ببالند که اگر در سرزمینی دیگر مسلمانی مورد آزار قرار می گیرد از آن به بعد ملجایی محکم برای پناه بردن به آن خواهند داشت .

چه بلایی بر سر ما آمده که اگر فقط یک دختر محجبه(مروه الشربيني) که (فقط و فقط یک نفراست) بدست شهروندان خونریز لیبرال کشته شود هر روز در بوغ و کرنا میکنیم که مظلوم تر از مسلمانان در عالم نیست . اما اگر صد ها و هزاران نفر از مسلمانان در گوشه گوشه جهان بدست کمونیست های بی خدا در روسیه و چین و دیگر بلاد کمونیستی سلاخی شوند ککمان هم نمی گزد . یکی به من بگوید آن مقتول بیچاره چه گناهی کرده که قاتلش کمونیست است . مگر کشته شدن بدست مسلمان کش ها اختیاری است که شهیدان برای خود قاتل لیبرال انتخاب کنند .

آیا سیاست و رابطه های سیاسی تا این حد مهم است که ما از کنار این کشتار های بی رحمانه بگذریم و در گرو دشمنی های خود با لیبرال های پروتستان خود را به دامان کمونیست های بی خدا بیندازیم و در هر سیری و هر سفری خود را در آغوش یکی از این بی خدایان گرم بفشاریم و بفشاریم .

هر چند محکوم کردن شهادت يک خانم مصري در آلمان، عملي لازم و ضروري است، اما مقايسه وسعت دو رويداد در چين و آلمان نشان مي دهد که محکوميت کشتار مسلمانان در چين از اين جهت با سکوت دولت و رسانه هاي دولتي همراه شده که مبادا در روابط نزديک دولت با چين اشکالي ايجاد کند اما رويدادي که در آلمان صورت گرفته از اين جهت با بزرگنمايي همراه شده که دولت نهم با کشور آلمان از روابط خوبي برخوردار نيست.
اين در حالي است که تجاوز به حقوق مسلمانان دنيا، در هر حالت بايد محکوم شود و تفاوتي ندارد که به حقوق يک زن مسلمان در کشوري غربي  تجاوز شود يا حقوق هزاران مسلمان در کشوري شرقي زير پا گذاشته شود.
هرچند در روز های گذشته شاهد اعتراض بسیاری از صاحبنظران سیاسی و مراجع تقلید نسبت به این روند نا عادلانه و کاملا سیاسی بوده ایم به طوري که  آيت الله مکارم شيرازي در اين زمينه بيانيه اي صادر کرد و آيت الله صافي گلپايگاني هم خواستار موضع گيري  وزارت خارجه در مورد کشتار مسلمانان چين شد ، اما آنچه واضح است گرایش خطرناک به سمت کشور های کمونیستی از سوی برخی از مسئولین ماست  . و این یعنی نابودی شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی و البته همان مارکسیسم اسلامی که عده ای منحرف سعی در تحمیلش به جامعه مسلمان ایران داشتند و دست آخر هم آدمکشانی منحرف همچون مجاهدین خلق را از ماشین ایدئولوژی هایشان تحویل دادند .

ناگفته نماند که ما در قضیه ۲۰۰ مسلمان چینی حتی باید حساس تر از اینها هم باشیم چرا که بانوی محجبه مصری بدست شهروندان لیبرال آلمانی کشته می شود اما مسلمانان چینی مستقیم از سوی دولت کمونیستی چین مشمول این جنایت می شوند . در قضیه بانوی شهیده ما با یک شهروند سر و کار داریم که دولتش خود از این جنایت تبری می جوید اما در قضیه شهیدان چینی این دولت است که خود متهم ردیف اول است .

در رابطه با عزت بخشی به مسلمانان و مسائل اخیر صادق زیبا کلام تحلیل جالبی را عنوان میکند . او می گوید :  " رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه جدای از آنکه کراوات می‌زند، هرگز نه ادعای رهبری جهان اسلام را داشته، نه خود را مدافع حقوق محرومان و ضعفا در دنیا اعلام کرده، نه گفته که می‌خواهد در برابر نظام سلطه بایستد، نه اعلام کرده که سازمان ملل، شورای امنیت و آژانس بین‌المللی هسته‌ای را به رسمیت نمی‌شناسد و نه برای خانم محجبه مصری که در آلمان به قتل می‌رسد تشییع‌جنازه سمبلیک به راه انداخته.


مع‌الذالک آنقدر در سیاست خارجی‌اش عزت دارد که برای بیش از یکصد مسلمانی که در چین به دست نیروهای چینی‌ کشته شدند و صدها نفر دیگر، که در ناآرامی‌های اخیر آن کشور بازداشت شده‌اند، به رهبر چین اعتراض کرد و برخورد با مسلمانان در آن کشور را نسل‌کشی خواند.


او آنطور برای مسلمانان دیگر مرام داشت که به روس‌ها نیز در قبال کشتار مسلمانان چچن اعتراض کند.
یقینا بسیاری از مسلمانان جهان از «برخورد دوگانه» مسوولان ایران در قبال پایمال شدن حقوق مسلمین در دنیا در‌شگفت‌اند.

در حالی که ما در قبال قتل‌عام 184 مسلمان چینی سکوت کامل می‌کنیم، که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، همزمان با آن وقتی یک شهروند آلمانی به یک شهروند دیگر که مسلمان هست و محجبه حمله کرده و او را به قتل می‌رساند ما تشییع‌جنازه سمبلیک راه می‌اندازیم. غرب و شرق، شمال و جنوب و صدر و ذیل بشریت را به زیر سوال برده و آن را محکوم می‌کنیم. یا در خصوص موضع‌گیری رئیس‌جمهور فرانسه در قبال مساله حجاب زنان مسلمان در آن کشور یقه چاک کرده و دستار می‌دریم، در عین حال نسل‌کشی، شکنجه سازمان‌یافته، بازداشت گسترده و از بین رفتن یک ملت مسلمان به نام چچن را اساسا نمی‌بینیم."

 با این اوصاف ما نمیتوانیم ادعایی بیش از آنچه هستیم بکنیم . ما امروز در ایران و جهان شهروند مسلمان درجه یک و درجه دو تعریف کرده ایم و در برابر اهداف سیاسی خود آرمان های اسلامیمان را لگد مال کرده ایم . همانطور که در مسئله فساد مالی از سر گناهان دوستان خود گذشتیم و هیچ کجا نامی از آنها نبردیم و نقدی بر آنان نکردیم ، در مسئله سیاست خارجی هم نا عادلانه چشممان را بر روی خباثت های کمونیست های سفاک بخاطر بازی های سیاسی بستیم و بار دیگر نشان دادیم آنچه به نفع ماست ، حق است و آنچه ما میگوییم عدالت است نه آنچه واقعا حق است و عدالت است .

 ......................

در همین رابطه رسم روزگار هم مطلبی نوشته

همچنین بد نیست اگر روز نوشته های یک دانشجو  را هم بخوانید

خورشید غرق در خون  را هم بخوانید

زهرا هم را رفتار متناقض رسانه ملی  را نوشته است

همچنین مطلب دبش را هم بد نیست ببینید

----------------

پ . ن : به دلیل خلط قطعی بی اخلاقی و دروغ در حوزه سیاست عموما کمتر علاقه دارم مطالبی که به  سیاست مربوط می شودند بنویسم . این یکی هم از سر ناچاری بود. دیدم که شاید روزی بیاید و ما به آرزوی شهادتمان برسیم اما از سر بد بختی و بد شانسی همیشگی زندگی ، بدست کمونیست ها کشته شویم . 
از شما میخواهم برایم دعا کنید . دعا کنید که قاتلانم هیچ رابطه ای با مارکس و انگلس نداشته باشند ... ... ... چرا که در این روزگار شهادت بدست کمونیست ها چندان صرف نمیکند ... ... ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 21:25  توسط محمد علی امجدیان  | 

خون نوشته ای بنام"دا"

كتاب "دا" شرح قصه خون آلودي است كه تنها مشتي از خروار خاطرات دردآلود و خونين مردمان زجركشيده ايران است . دا خون نوشته اي است كه اتفاقا اين بار افسانه نيست بلكه حقيقت تلخ و خاطره سياهي است كه برگونه تاريخ اين سرزمين نقشه بسته و براي هميشه باقي خواهد ماند و پيام هايي از سبعيت و خونريزي دشمنان ايران و مظلوميت و رنج هاي اشك آور زنان و مردان اين سرزمين را به گوش آيندگان خواهد رساند و فرياد مظلوميت مردمان اين مرز و بوم را در گوش تاريخ خواهد سرود .
خاطرات سيده زهرا حسيني را بهتر است مرفهين بي دردي كه ديروز و امروزشان را در كاخهاي امن و ديشب و امشبشان را در تخت هاي پر قو گذرانده اند ، بخوانند .آنهايي که فشار خونشان با حركت يك موش كوچك از روبروي چشمانشان چندين درجه بالا و پايين مي شود و مشاهد اين صحنه دهشتناك  آنان را نيازمند آب قند و دكتر خصوصي مي نمايد و آنان كه با مشاهده يك سوسك مرده براي ساعاتي از حال مي روند واز اين واقعه دردناك چندين روز در عذاب روحي اند . اينان بايد مي بودند و مي ديدند كه وقتي در سردخانه جنازه دوستانت از دستت سر مي خورد و دست جدا شده اش در دستان تو باقي مي ماند يعني چه ؟ بايد مي بودند و مي ديدند وقتي از يك خانواده چهارده نفري تنها يك پسر بچه ده ماهه متلاشي نشده يعني چه ؟ اينها بايد مي بودند و مي ديدند كه وقتي مجبوري تكه هاي له شده مغز مردمي را كه تا دقايقي پيش در كنارشان بوده اي را با كف دستانت جمع كني يعني چه ؟ بايد ميبودند و مي ديدند كه زنان يك نقطه از اين سرزمين چگونه مجبور به لگد مال كردن طبع حساس و عاطفي خود شده اند و زنان آنها در سرزمين گل  بلبل و در لواي امنيتي كه شهيدان شهر برايشان محيا كرده اند مشغول  نق زني بشوند كه چرا انقدر در تلويزيون از جنگ صحبت مي شود و آرامش خيال ما را به تشويش خاطر مبدل مي كنند  ؟و مردانشان فرياد بر آرند كه چرا پول زبان بسته نفت را به شكم خانواده شهدا ميريزيد و چرا به مردم انقدر نمي رسيد و همه هم و غم خود را مشغول دفاع كرده ايد ؟ چرا شما ها انقدر جنگ طلبيد ...  .
همچنين خاطرات سيده زهرا حسيني را بايد آنهايي بخوانند كه ديروز و امروز منافعشان بدانها اجازه نمي داد كه از جان و مال و قدرت خويش مايه بگذارند و براي از دست ندادن اين سه هر كاري مي كردند و مي كنند . آنان كساني بودند و هستند كه هم زندگي آرام و در رفاهي را مي طلبند و هم با نام دين نان ميخورند و براي اينكه مقبول مردمان خويش باشند رنگ ريا بر پيشاني خويش زده  و در انتظار توفيق براي راهيابي به جبهه هاي جهاد  به گوشه اي خزيده و به عبادت مرئي پرداخته اند  . و همچنين آناني كه ديروز راه مهمات را براي دفاع  مردمان  اين سرزمين مي بستند و امروز هم به شكلي  در راه منافع خويش از هيچ گناهي و ستمي فروگذار نمي كنند و برايشان مهم نيست كه مردم سرزمينشان چگونه مي زيند و چگونه مي ميرند . 

***
حسن هاي اين اثر هر چه كه باشد نبايد باعث شود چشمان خود را ببنيدم و كاستي هايش را نبينيم . به هر حال اكنون كه نگاهي به نيمه پر ليوان كرديم لازم مي آيد كه نيمه خالي آن را نيز مشاهده اي بيندازيم و آن را هم نقدي بنماييم . به هر صورت كتاب دا كتابي است كه در شرايط اسفبار كنوني كتابخواني در ايران توانسته به شكلي باور نكردني مخاطب جذب كند اما  چگونه اين اثر كه نميتوان گفت كم نقص هم نيست توانسته است تا اين ميزان بالا * فروش كند  .  به نظر می رسد تا حد زيادي  فروش بالای کتاب بیشتر برمبنای یک هیستری توده ای و یا یک چشم و هم چشمی کاملا ایرانی انجام گرفته باشد تا یک آگاهی از پیش برنامه ریزی شده . دلیل این حرف هم شاید انتقادات جدی ای باشد که هم از نظر قالب شناسی و هم از منظر محتواشناسی بر ادبيات کتاب وارد است .
اول از همه قالب و نوع نگارش متن است که هر چند سادگی اش میتواند بنوعی حسن محسوب شود اما كم رنگي آرايه ها و ويرايه ها ي ادبي در آن فرهیختگان و پختگان عرصه ادبيات را ناخشنود مينمايد . چه بخواهیم چه نخواهیم ممکن است کتابی که به این تیراژ برسد روزی از گذر چشم  نویسندگان بزرگ و فرهیختگان ادبی این مرز و بوم هم گذر کند. آنجاست که قاضیان اندیشمند و فرهیختگان دانشمند حکم آماتور بودن نویسنده را در نگارش کتاب صادر میکنند . هر چند که عوام (كه البته قشر معدود كتابخوان ايران را در شرايط كنوني نميتوان عوام تلقي كرد) ممکن است این سبک نوشتن را بپسندند لکن میشد به ساختار متن استحکام بیشتری بخشید و ممتنع بودن را چاشنی سهولت متن نمود . منظور این است که اتفاقی که در کارهایی همچون "کافه پیانو" رخ داد وفرياد بسیاری از بزرگان عرصه ادب و هنر را بلند کرد در اینجا رخ ندهد . البته این ایراد به اعتراف راوی کتاب به خود راوی برمی گردد نه به نویسنده ، سیده زهرا حسینی عنوان میکند : (در نوشتن کتاب) حتي اگر جايي مي‌گفتم «پيش رفتيم» و خانم حسيني مي‌نوشت «پيشروي كرديم» من اعتراض مي‌كردم و مي‌گفتم من اين جمله را نگفته‌ام و ايشان آن را پاك مي‌كرد و مجدد مي‌نوشت. (1) هرچند کتاب دا ماهیتي روایت گونه و گفتارنوشتاری دارد و نباید انتظار یک متن رمان گونه را از آن داشت اما بهتر بود که با بازبینی وویراستاری دقیق اثر اندکی از کاستی های فني و ادبي  اثر را تقليل مي داديم .

***

از قالب کار که بگذریم قطعا محتوای کار قابیلیت بررسی بیشتری را خواهد داشت . ما در اینجا هرگز بنا نداریم که یک نقد ادبی درون محتوایی کلاسیک را مطرح کنیم که نه در توان ماست و نه در دستور کار ما . اما به قدر تشنگی زوایای خاصی از درون مایه کتاب دا را به چالش میکشانیم و به نوبه خود نیمه خالی لیوان دا را مینگریم و بررسی كلاسيك نیمه پر محتواي دا را به دیگر دوستان وا میگذاریم .
اگر بدون اینکه صفحات پایانی کتاب دا را نگاهی کرده باشیم و متن را از ابتدای کتاب خوانده باشیم نوعی نگاه آرماني و ایده آلیستی در ما تقویت مي شود كه دوست ميداريم قهرمانهاي داستان  را موجوداتي معصوم و ماورائي تلقي كنيم كه هيچ گاه اشتباه نميكرده اند .  در اين كتاب مي بينيم كه نويسنده تقلي ميكند كه هيچ يك از شخصيت ها را به رنگ خاكستري معرفي نكند بلكه دوستان و دشمنان را به رنگ هاي سفيد و سياه به مخاطب بنماياند . موضوع سر این نیست که واقعیات در این کتاب گفته نمی شود حتی حرف ما این هم نیست که چرا واقعیات بدین شکل در کتاب به تصویر کشیده شده است بلکه موضوع این است که چرا هیچ شخصيتي به رنگ خاکستری نمايش داده نشده و اگر هم گاهي افرادي را به رنگ خاكستري ببينيم  به زودی در روال داستان  یا سياه مي شود يا سفيد . یقینا خاطرات سيده زهرا حسینی در بیان گوشه ای از رنج انبوهی که مردمان این سرزمین در جریان جنگ خانمان سوز تحمیلی داشته اند و همچنین بیان رشادت ها و ایستادگی های ملتی بزرگ موفق از آب در آمده  لکن آرزو داشتیم که از مطلق شدگی افراطی پرهيز مي شد و برخی از حقایق هر چند ناخوشایند بینابینی و خاكستري  بحثی می شد و از کلیشه پردازی تکراری داستانهای جبهه و جنگ پرهیز می شد . ما به هیچ وجه در سبعیت دشمنان در برابر مظلومیت و بی پناهی ملت ایران در جنگ تحمیلی تردیدی نداریم . اما هميشه داستانهاي جبهه و جنگ وقتي وارد كليشه ها شده اند ماندگاري خويش را از دست داده اند .
بنيادين كاستي دیگر کتاب روحیه بیش از حد تراژیک و مطلق شخص راوی است که خود در بسياري از موارد سد راه نويسنده بوده است البته اين موضوع از منظري ديگر ميتواند به عنوان حسن كتاب هم مطرح و بررسي شود  اما به هر ترتيب كتاب دا شرح واقعيتي تلخ از واقعيات جنگ است كه روحيه ترا‍‍ژيك راوي ميتواند نوعي آسيب براي بيان واقعيات اين نوع آثار باشد .

***
از منظر جامعه شناسي ادبيات امروز در غرب پرفروش ترين كتاب ها آن دسته از كتابهايي است كه به نوعي بدانها نام " ادبيات نان و آب دار" اطلاق مي شود و مولفه هاي اصلي اين نوع ادبيات پرفروش ، پرداختن به مسئله " جنسيت " و " خشونت " است (2) اين دو مولفه در هنر نان و آب دار غرب به نوعي حرف اول را مي زنند حتي در عرصه سينما هم هر فيلمي كه از اين دو مولفه خالي باشد چندان فروش و مقبوليت نميابد . هر چند جنسيت و خشونت به شكل آثار غربي در "دا" وجود ندارد اما همين اصل هم به نوعي اين اثر و آثاري اينگونه را (هرچند آثاري اخلاقي و ارزش مدار هستند را ) تحت الشعاع قرار مي دهد . همين كه قهرمان داستان دا يك دختر جوان است كه دست به اعمالي قهرمانانه مي زند نوعي نگاه جنسيتي را در مخاطب اثر زنده ميكند كه او را به سوي ادامه داستان مي كشاند و ترغيب مي نمايد . افرادي كه مخاطب اثر هستند (چه دختر و چه پسر ) به نوعي در گير ادامه داستاني مي شوند كه يك جنس ، در گير و دار حادثه اي وحشتناك ، با افراد جنس مقابلش هم آوردي مي نمايد و اعمالي خلاف عرف روحيه جنس خويش را انجام مي دهد . از طرف ديگر صحنه هاي وحشتناك داستان كه بيانگر اصل دوم يعني همان اصل خشونت در ادبيات نان و آب دار است را  هم در اين اثر بشدت بيشتري از اصل قبلي مشاهده ميكنيم كه اين عامل را هم ميتوانيم از عوامل فروش نجومي كتاب بدانيم . اما اگر بخواهيم از انصاف هم عدول نكرده باشيم ضمن بيان اصول علمي مسئله فروش كتاب (كه زيرشاخه گرايش جامعه شناسي ادبيات است ) بايد دا را خاطره اي مشترك از مردمان زجرديده  سرزمين ايران بدانيم كه كم و بيش در نزد اكثريتشان ازدست دادن جواني در نزديكان و دوستان در سالهاي جنگ آنان را داغديده كرده است و همين حس و روحيه زخم خورده است كه آنان را به سوي خريد اين كتاب و كتاب هاي اينچنيني  وا مي دارد  . مردماني كه حتي اگر مانند زهرا حسيني خون و دود و آتش را يكجا و با يك همچه حجم دهشتناكي نديده باشند اما خاطرات استرس انگيز و فشار آور دوران هشت ساله جنگ تحميلي را فراموش نكرده و نخواهند كرد .     
 محمد علي امجديان تابستان 1387

---------------------------------------------------------------------
پ . ن

*بيش از شصت چاپ تا بحال
1 : جهان نیوز کد مطلب : 46802
2 : روبر اسكارپيت ، جامعه شناسي ادبيات ، ترجمه مرتضي كتبي  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 1:56  توسط محمد علی امجدیان  | 

سالروز هفتم تیر و مشق تاریخ

یک بمب گذاری وحشتناک در تاریخ جمهوری اسلامی صورت گرفت و نهایتا منجر به مرگ ۷۲ نفر از نیروهای اصلی جمهوری اسلامی شد . عامل بمب گذاری، منافق نفوذی به نام «محمّدرضا كلاهی» بود كه خود جزء نیروهای خدماتی حزب به حساب می آمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد .

اما کلاهی چه کسی بود ؟ عکس زیر را ببینید :

 مشخصه های ظاهری این فرد چیست ؟

۱ . چهره ای کاملا حزب اللهی و اسلامی دارد .

۲. محاسن بلند داشته و ظواهر امر را کاملا رعایت می کرده  .

۳. با افراد خودی و دوستان به شدت گرم صمیمی و مورد اعتماد بوده .

۴. مدت مدیدی در خدمت نیروهای خودی بوده و صادقانه کار کرده .

۵. و ...


حال سوالی که شاید در این روزگار نیز بکار آید :

ملاک های تشخیص انسان های پاک از ناپاک چیست ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 18:50  توسط محمد علی امجدیان  | 

مطالب قديمي‌تر