تبليغاتX
وب نوشته های محمد علی امجدیان

انتقاد سازنده معنایی ندارد

آیا چیزی بنام انتقاد سازنده وجود دارد . ؟ وظیفه انتقاد و منتقد چیست .؟ ساختن یا اصلاح کردن .؟ آیا مثلا اصلاح مو چیزی بغیر از بریدن مو های زائد با تیغ تیز قیچی است .؟ آیا اگر تیغ قیچی کند باشد میتواند موهای ما را اصلاح کند .؟  آیا سنگ تراش می تواند پیکره و تندیسی را با نگاه کردن و نوازش کردن بسازد .؟

ما در تعریف انتقاد و جمع آن با واژه سازنده گاهی دچار اشتباه می شویم . اصولا کار منتقد ساختن نیست بلکه بریدن و شکستن وخراب کردن برای اصلاح زوائد است . این یک اجتماع نقیضین است که باطل و محال است . هر چند منتقد می تواند بسازد اما تا امور قبیح را ویران نسازد نمی تواند دست به ساختن بزند . ساخت یک ساختمان هم ابتدا با کوبیدن و تخریب بنا شروع می شود مگر پیش از آن هیچ بنایی در آن جا وجود خارجی نداشته باشد .

گاهی می شنویم که عده ای برای فرار از اشتباهات  خود اینگونه فرافکنی می کنند که مثلا این انتقادات تخریب است نه انتقاد . آیا میان تخریب و انتقاد تفاوتی وجود دارد ؟ مگر نه این است که اگر قرار باشد ساختار (یا ساختمان ) جدیدی را بنا کنیم باید ابتدا با تخریب شروع کنیم . اگر قصد اصلاح کسی را داشته باشیم که ایرادی دارد و شخصیت و افکارش غلط و بحال جامعه و خودش مضر است ابتدا باید شخصیت پلید وی و افکار مضر وی مردود اعلام شود و تخریب شود تابنای صحیح و جدید را بتوانیم برپا کنیم .

پس تخریب همیشه مضر نیست بلکه به عقیده من آنجا که به قصد اصلاح است مفید هم هست . گاهی در تبلیغات انتخاباتی عده ای مشاهده می کنیم که می نویسند : " تخریب نه انتقاد آری "
 من میخواهم این سوال را اینجا مطرح کنم که انتقاد بدون تخریب چه معنایی می دهد .؟  آیا این انتقاد بدون خراب کردن می تواند سازنده باشد . ؟ هر چند باید میان دشنام و کینه ورزی بدون دلیل و انتقاد تفاوت قائل شویم اما باید بدانیم که دشنام و انتقاد هر دو تخریبگر هستند اما آن کجا و این کجا .   انتقاد دلیل عقلی دارد اما دشنام از کینه ناشی می شود و ارجاع عقلی و مستدل ندارد . هر دو را تخریب می گویند اما تخریب انتقادی به اصلاح می انجامد و تخریب ناسزایی به فساد و درگیری .

در نتیجه نباید همه تخریب ها را با چشمان بدبینی خویش نظاره کنیم و برای فرافکنی هر واژه ای را که میخواهیم بسازیم و به بازار معنا ارائه دهیم .

پس زنده باد تخریب و تخریب چی !!!

منتظر تخریب های شما هستم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط محمد علی امجدیان  | 

کدامیک ؟ جومونگ یا یوزارسیف ؟

دو سریال متفاوت اما پربیننده که از صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران پخش شد یکی یوسف پیامبر ودیگری افسانه جومونگ بود هر دو سریال در نزد مخاطبان از اقبال قابل توجهی برخوردار بودند و سهم بسزایی در پر کردن اوقات فراغت اقشار مختلف جامعه ما را بر عهده داشتند  . شاید بتوان از پس عینکی مقایسه گر به بسیاری از نکات ظریف این دو مجموعه تلویزیونی پی برد و با نگاهی نقادانه علل اقبال و یا شکست هر یک این مجموعه ها را بررسی کرد .

این دو سریال از حیث محتوی و شکل ساخت شباهت ها و تفاوت های بسیار زیادی با یکدیگر داشتند . هر دو آرمان گرایانه و افسانه وار بودند . شخصیت های سیاه و سفید و قهرمانانی و که در برابر اهریمنان صف آرایی کرده اند .
 هر دو سریال حاوی نکاتی اخلاقی هستند (یا به عبارت دیگر سازندگان سعی در القای نکات اخلاقی به مخاطبان خویش را داشته اند ) و تلاش برای نیل به اهداف بزرگ در نزد قهرمانان هر دو سریال به وضوح مشاهده می شود .

 اما از شباهت های معدود دو سریال که بگذریم می پردازیم به تفاوت های عمیقی که در نوع محتوا پردازی و شکل ساخت برنامه ها به چشم می خورد . مشاهده می شود که :

1.      شکل ساخت و کارگردانی مجموعه های یاد شده اصلی ترین تفاوت میان این دو سریال است . داستان یوزارسیف سرشار است از کلیشه هایی که به بدترین شکل ممکن در آن وارد شده است . اما داستان جومونگ علیرغم پرداختن به امور اخلاقی به هیچ وجه وارد کلیشه های مبتذل نمی شود .

2.      یوزارسیف نماینده شخصیتی قرانی است و از این جهت مقدس است . اما جومونگ شخصیتی بدون تقدس دینی و ماورائی است . بنابراین اشتباهات ساخت مجموعه در شخصیت پردازی جومونگ مانند سریال یوسف پیامبر به دین و  و کتب الهی نسبت داده نمی شود و انگشت اتهام ابتذال به سوی گروه ساخت دراز می شود نه قرآن کریم و آموزه های دینی  .

3.      تحریفات و افسانه پردازی و استفاده از روایات نا معتبر در داستان یوسف پیامبر به وضوح مشاهده می شود . این افسانه پردازی و غلو در داستان البته  در سریال جومونگ هم قابل مشاهده است . اما تفاوت این دو مجموعه اینجاست که داستان یوسف پیامبر حقیقت است وداستان جومونگ ذاتا مجموعه ای افسانه ای است ( نه داستان حقیقی ) و افسانه پردازی و اغراق در آن بر خلاف قصه حضرت یوسف هیچ ایرادی ندارد .

4.      دنبال کردن سریال جومونگ بخاطر ماجراهایی چند بعدی و اتفاقات جالب توجهی است که در میان خانواده امپراطوری به وقوع می پیوندد . اما در سریال یوسف پیامبر اصلی ترین علت دنبال کردن سریال از سوی مخاطبان قصه کشدار عشق شهوانی زلیخا نسبت به یوسف است (هرچند قرآن عمل زلیخا را عملی شیطانی و در پیروی از هواهای نفسانی وی عنوان می کند اما سازندگان این سریال برای جذب مخاطب این عمل شهوانی زلیخا را به عشقی مقدس تبدیل و از این راه داستانی کاملا متفاوت از حقیقت را صرفا به دلیل جذب مخاطب پرداخته و به خورد مخاطب می دهند . )

5.      شخصیت های سریال یوسف پیامبر شخصیت های خشک ، بی روح و سیاه و سفیدی هستند که فقط نقششان ادای دیالوگ های کلیشه ای است . اما در شخصیت های موجود در سریال جومونگ گاهی نقش های طنز گونه و خاکستری هم به چشم می خورد و این خود باعث جذاب تر شدن مجموعه می شود .

6.      برداشت های اخلاقی در سریال یوسف پیامبر به شیوه مستقیم است اما برداشت های اخلاقی در سریال جومونگ از شخصیت های افراد ناشی می شود و کاملا به صورت غیر مستقیم است .

7.      نحوه چینش صحنه دربار فرعون و دربار امپراطور از حیث صحنه پردازی و کار فنی بسیار متفاوت است تا حدی که دربار فرعون و بازیگر نقش فرعون مصر به هیچ وجه در حد و اندازه های امپراطور و دربار وی جلوه گر نمی شود .

8.      تجربیات معنوی و رویدادهای ماورائی (مانند نزول وحی از سوی جبرئیل بر یوسف پیامبر) در سریال یوسف پیامبر به تصویر کشیده شده بود . اما رخداد های ماوراء طبیعی در سریال جومونگ ( مانند قرار گرفتن پرنده سه پا در برابر خورشید سرزمین بویو و... ) به تصویر کشیده نشده . این امر خود از تصنعی شدن و ابتذال کار جلوگیری می کند .

9.      بازیگران نقش های سریال جومونگ علیرغم جدیت در ایفای نقش هیچ گاه  بازی های بدون حس و دیالوگ های عاری از احساسات را ایفا نمی کردند  و تمام توان خود را در القای احساسات خود به مخاطب بروز داده اند اما در سریال یوسف پیامبر احساسات بازیگران به صورت کاملا تصنعی اجرا می شد . حرکات دست ها و حالت های صورت ، تصنعی بودن ایفای نقش  را در سریال یوسف پیامبر فریاد می زد .شاید بهتر بود  در نقش های اصلی و حتی سیاهی لشکرهای بازیگر از افراد کارکشته تر و پرتوان تری استفاده می شد .

10.  دهمی را شما بگویید ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:0  توسط محمد علی امجدیان  | 

روز معلم (بدون شرح)


 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:32  توسط محمد علی امجدیان  | 

در معرفی ارواند آبراهامیان

(این نوشته صرفا یک معرفی از ارواند آبراهامیان است و دلیل بر پذیرش آرای وی از سوی نویسنده نمی باشد  .)

پروفسور ارواند آبراهامیان از پژوهشگران برجسته ایرانی در خارج از کشور و استاد ممتاز تاریخ خاورمیانه و جهان دپارتمان تاریخ باروک کالج و مرکز مطالعات تکمیلی سیتی یونیورسیتی نیویورک است. وی استاد سابق دانشگاه های آكسفورد، پرینستون و نیویورك و دارای سابقه طولانی تدریس و تحقیق در رشته تاریخ می باشد.

آبراهامیان مولف كتابهای متعددی در زمینه تاریخ معاصر کشورمان و از جمله «ایران بین دو انقلاب»، «خمینیسم» و «اختراع محور شیطانی» است. وی در حال حاضر روی دو كتاب كودتای سیا در ایران و تاریخ مدرن ایران كار می‌كنند.
فرد هالیدی در کتاب جدید خود (100Myths about the Middle East) آثار آبراهاميان را از جمله بهترین نوشته ها در مورد خاورمیانه میداند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 8:0  توسط محمد علی امجدیان  | 

معرفی کتاب اسلام چنانکه بود نوشته عبدالوهاب فرید تنکابنی

گزارش مطالعاتی :      اسلام چنانکه بود             عبد الوهاب فرید تنکابنی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:0  توسط محمد علی امجدیان  |