تبليغاتX
وب نوشته های محمد علی امجدیان

سال نو شد اما ما هنوز کهنه ایم

سال نو می آید و سال کهنه می رود و در این تطور اجتناب ناپذیر، بصورت سمبلیک همه مظاهر کهنگی که کارکرد خویش را از دست داده اند بدوری ریخته می شوند و همه چیز در باطن و ظاهر زیبا می شود .  نوروز مرا بیاد تجدد می اندازد . تجددی که حسن و قبحش مدت ها ذهن مرا به خود مشغول ساخته . تجددی که از آن هم می توان وحشت کرد و هم می توان دلشاد شد و و در زندگی بشر بکارش بست ، اما تجدد در شئون زندگی بشری چه معنایی دارد ... بشر در كليت خود، عالمي است كه در جستجوي روشنايي عقل يا علم است و اين تلاش همچنان ادامه دارد تا به مرحله نهايي تجدد يعني همان خرد روشن شده، دست يابد . و ما همچنان به اقتضاهای خویش بدین خرد دست نمی یابیم اما باید بدانیم چون تجدد حاصل كوششي حقيقت يابانه است ، پس نیکوست . بنابراین میتوان حتی بدبینانه هم مدعی بود که تجدد و جدید شدن امری نیکوست . اگر این جدید شدن در ظواهر امر باشد (همچون آن تجددی که ما در این سال ها بدان تمسک جسته ایم )، در واقع هیچ غلطی نکرده ایم به پشیزی نمی ارزیم . اما اگر تجدد در معنا و در درون و در گوهر امور ما جاری گشت آنوقت قلب ما مصداق قلبی است که بدست مقلب القلوب از حالی به حال دیگر متحول و متطور گشته است . چه زیباست که هر دم متجددانه پوست قدیمی خویش را نیندازیم  ! که از درون و اعماق وجود نو شویم و از بند زمان و زمانه رهایی یابیم که مولانا گفت :

جمله تلوین ها ز ساعت خاسته است
رست از تلوین که از ساعت بــــــرست

چون زساعت ، ساعتی بیرون شـــوی
  چون نماند ، محرم بی چـون شــــــوی   

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 20:1  توسط محمد علی امجدیان  | 

چهارشنبه سوری

مهمترین مسئله ای که چهارشنبه سوری و نه تنها چهار شنبه سوری که تمامی مظاهر فرهنگی یک تمدن را به فنا می کشاند تغییر کارکرد این مظاهر فرهنگی است . در تمام ادیان و تمدن های بشری هر گاه یکی از جلوه های فردی و اجتماعی آن فرهنگ کارکرد اصلی خویش را از دست داده  بوضوح و یقین تو خالی گشته اند . چهار شنبه سوری هم از این قائده مستثنی نیست . چهارشنبه سوری آنگونه که از شواهد تاریخی پیداست  نام جشن و آیینی است که ایرانیان در آخرین شب چهارشنبه(سه شنبه شب) هر سال برگزار می‌کنند.در این شب رسم است که آتش روشن کنند و از روی آن بپرند و در زمان پریدن بخوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من. در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است.  فردوسی میگوید :
 نگويي كه آتش پرستان بَدند                 پرستندگان پاك يزدان بُدند     
 مراسمات سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.  بگذریم . اما مسئله ای که مهم است این است که گذر زمان و هجوم دهشتناک عصر تکنولوژی به این رسم سنتی مانند دیگر مظاهر فرهنگ ها هم رحم نکرده و از بیخ آن را تغییر داده .
به هر صورت امروز بعید است اندیشمندی ادعا کند که کارکرد های این سنت دیرین قابل بازسازی و قابل استفاده باشد . همین !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 21:17  توسط محمد علی امجدیان  | 

مراقبه

مراقبه از ماده رقبه به معني گردن گرفته شده و از آنجا كه انسان به هنگام نظارت و مواظبت از چيزي گردن مي‌كشد و اوضاع را زيرنظر مي‌گيرد، اين واژه بر معني نظارت و مواظبت و تحقيق و زيرنظر گرفتن چيزي، اطلاق شده است.اين واژه در تعبيرات علمايِ اخلاق در مورد مراقبت از خويشتن به كار مي‌رود و مرحله‌اي است بعد از مشارطه يعني انسان بعد از عهد و پيمان با خويش براي طاعت فرمان الهي و پرهيز از گناه بايد مراقب پاكي خويش باشد، چرا كه اگر غفلت كند، ممكن است تمام شرط و پيمان‌ها به هم بريزد.البته پيش از آنكه انسان مراقب خويش باشد، فرشتگان الهي مراقب اعمال او هستند؛ قرآن مجيد مي‌فرمايد: «وان عليكم لحافظين»در اينجا منظور از حافظين همان حافظان و مراقبان اعمال است به قرينه آيات بعد كه مي‌فرمايد: «يعلمون ما تفعلون؛ آنها مي‌دانند شما چه مي‌كنيد.»و نيز «ما يلفظ من قول الالديه رقيب عتيد»و از آن بالاتر، خداوند عالم و قادر، هميشه و در همه جا مراقب اعمال ما است.«ان الله كان عليكم رقيبا»همين معني در سوره احزاب نيز آمده است كه مي‌فرمايد: «و كان الله علي كل شيء رقيباً»در سوره علق مي‌خوانيم: «الم يعلم بان الله يري»و در سوره سبأ آمده است: «و ربك علي كل شيء حفيظ»ولي سالكان راه خدا و رهروان راه دوست كه پيوسته در طريق تقوا و تهذيب نفوس گام برمي‌دارند، پيش از آنكه فرشتگان خداوند مراقب اعمال آنها باشند خودشان مراقب اعمالشان هستند.به تعبير ديگر، اين مراقبت از درون مي‌جوشد، نه از برون؛ و به همين دليل، تأثير آن بسيار زياد و نقش آن فوق‌العاده مهم است. البته توجه به مراقبت از برون سبب مي‌شود كه پايه‌هاي مراقبت از درون محكم گردد.در حقيقت، انسان در اين دنيا به كسي مي‌ماند كه داراي گوهرهاي گرانبهايي است و از يك بازار آشفته مي‌گذرد و مي‌خواهد با آن بهترين متاع‌ها را براي خود تهيه كند در حالي كه اطرافش را دزدان و شيادان گرفته‌اند، چنين كسي اگر لحظه‌اي از سرمايه نفيس خويش غافل گردد، آن را به غارت مي‌برند و او مي‌ماند و يك عالم اندوه و افسوس.دقيقاً همين‌گونه است، شياطين جن و انس در اين جهان انسان را احاطه كرده‌اند و هوا و هوس‌هاي درون او را به سوي خود مي‌خوانند، اگر خويش را به خدا نسپارد و مراقب اعمال خويش نباشد سرمايه ايمان و تقواي او به غارت مي‌رود و دست‌خالي از اين جهان به سراي ديگر منتقل خواهد شد.

(برگرفته از کتاب اخلاق در قرآن شیخ ناصر مکارم شیرازی)

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 22:34  توسط محمد علی امجدیان 

قتل های ناموسی افتخار اجتماعی یا جنایت ؟

 
در چند روز گذشته متاسفانه شنیدم یکی از زنان همشهری ام بدست برادر هفده ساله اش به علت چیزی به نام بد نامی سر از تنش بریده شده است . من خود از یکی از مامورین پرونده شنیدم این نوجوان متولد سال ۱۳۷۰ وقتی وحشیانه سر از تن خواهرش جدا می کند و چندین ضربه را به شکم او وارد میکند سرش را بر روی سینه اش میگذارد و به کلانتری بخش می رود و مفتخرانه میگوید بخاطر آبرویم خواهرم را کشتم . البته وقتی از سابقه این عمل وحشیانه سوال کردم و آماری در این زمینه خواستم دیدم که آمار قتل های ناموسی وحشتناک تر از آنی است که من تصور می کردم . هرچه به سمت جوامع سنتی می رویم میزان قتل های ناموسی هم بیشتر می شود . ناموس شرافت و غیرت واژه هایی است که به راحتی می تواند آلوده به سنت های غلط شده و خون بیگناهان بی شماری را به زمین بریزد . طبق شرع اسلام هر کس حتی اگر زنا هم کرد باید چهار شاهد عادل به عینه و بوضوح عمل زنا را با چشمان خویش دیده باشند آنگاه اگر شهادت دادند و توسط دادگاه تایید شد زانی یا زانیه متاهل را اعدام می کنند . اما واقعا این حکم چه چیزی را می رساند . عدم وجود قطعی چهار شاهد برای عمل زنا خود دلیلی است برای اینکه بدانیم  اسلام به واقع قصد ریخته شدن خون افرادی زانی ای که فاسق نیستند و امید بازگشتشان هنوز وجود دارد را ندارد . طبق حکم اسلام و دستورات دینی چهار شاهد عادل باید عمل زنا را به عینه همچون قرار گرفتن چوب سرمه در سرمه دان را مشاهده کرده باشند و این خود دلیلی است بر غیر ممکن بودن وجود چهار شاهد با این شرایط برای اجرای حکم قتل زانیه و زانی . از مذهب که بگذریم آنچه آلوده کننده این مسئله است سنت های غلطی است که هیچ ربطی به اسلام ندارند . آبرویی که می رود و می ریزد !!! کار توهم ریخته شدن این آبرو به جایی می رسد که از ریخته شدن خون هر بی گناهی نه تنها ترس و ابایی ندارد بلکه افتخارات و توجیهاتی را هم برای افراد به همراه خواهد داشت. وقتی مشاهده می کنیم که آمار ها می گوید خانواده این افراد به سرعت برای قاتل رضایت داده اند و حتی به او برای این عمل وحشیانه اش هم افتخار  میکنند ، رنج های ما بیشتر می شود و بیشتر و بیشتر احساسات انسانی ما را جریحه دار می کند ، وقتی می بینیم که اطرافیان آقای قاتل به او می گویند : "آفرین تو مایه افتخار طایفه مایی ، آدم کشی تو شرافت مارا باز ستاند و ما آبروی ریخته شده خود را بدست آوردیم " بیاد اعراب جاهلی ای می افتم که دختران خود را به نام شرافت ، بی شرفانه زنده زنده به زیر خاک می کردند ، وقتی تحلیل های مردمم را می شنوم که به  قاتلان این زنان زنده باد  می گویند ، انسانیت را میبینم که جاهلان بدو مرده باد می گویند . آنچه مسلم است این است که تا روزی که قتل های ناموسی افتخار آمیز و غرور آفرین تلقی شود سر بریدن زن ها چه بی گناه چه با گناه بدون اثبات راحت تر از سر بریدن مرغان خانگی  خواهد بود و آن روز ، روز مرگ قانون و شرع خواهد بود . چرا باید به کسانی افتخار کنیم که وحشیانه و بی رحمانه و بدون هیچ چندشی سر خواهر خود را گوش تا گوش بریده و با افتخار دلیل کار خود را حفظ آبرو و غیرت و شرافت دینی و انسانی معرفی می کنند . سنت های غلط مردم جامعه من همیشه قلب مرا جریحه دار کرده است اما آن چیزی که بیش از همه مرا آزار می دهد این است که برخی ریشه این مسائل را در دین اسلام پیگیری می کنند و حال اسلام بیگناه از دست مسلمانان گناهکار از رو و پشت خنجر می خورد و اما ما مسلمانان گنه کار همچنان در تفکیک سنت از مذهب سردرگم مانده ایم . ...

برای آشنایی بیشتر در مورد قتل های ناموسی به ادامه مطلب بروید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 21:52  توسط محمد علی امجدیان  |