من از چه کسانی بیزارم ؟ و از چه کسانی بازار
من از من بیزارم . از منیت بیزارم . از تو اگر من باشی بیزارم . اگر خشک مغز و بی حوصله باشی بیزارم اگر تفریطی باشی بیزارم . اگر افراطی باشی بیزارم .در مجموع از مثلث شوم قدرت ثروت و شهرت بیزارم . اگر او ... . بی خیال . از حرف زدن در باره هر اویی بیزارم چه تعریف و تمجیدش و چه غیبتش . من از آن که تفکر نمیکند بیزارم و از آنکه ساده تفکر می کند هم بیزارم . راستش را بخواهید از ادعا و مدعی بیزارم ... من بیزارم پس هستم .
من از ما بازارم . از ما بودن بازارم . و به خاطر همین است که اکنون در این بازارم .
من از آنکه نمی فهمد سخت در هراسم . نا فهمان رنج می دهند . خون دل . برای فهم چه باید کرد . برای فهیم شدن و فهیم ماندن چه باید کرد . باید ابتدا تصمیم گرفت و سپس همه چیز را دور ریخت و از نو شروع کرد . باید گشت تا پیدا کرد . باید چشم داشت تا دیدن میسر شود . نه چشم سر
باید گشت باید شنید باید بویید باید چشید باید دید باید لمس کرد و باید حس کرد باید حرف زد باید سکوت کرد باید برای زندگی یک کتاب از باید نوشت و یک کتاب از نباید . نباید متنفر بود نباید قهر کرد نباید از باید و نباید هراس داشت باید مشقمان را بنویسیم مهم نیست چند میگیریم نباید به فکر نمره بود . نباید به فکر تقدیر بود نباید تنها عمل کرد و برای همه وقت دیگر نباید خفت .
کسی هست که میبیند میشنود میبوید و حتی لمس میکند . باید اورا دید و شنید و بویید و لمس کرد . تفلسف بیهوده است . اما تفکر نه . بهتر از همه اینها عمل است . نه عمل جراحی بلکه عمل عالمانه و متفکرانه . باید خندید باید دوید و باید در کوه فریاد زد .
تو باید بدانی که این نوشته های من شعر نیست . شعور هم نیست . از سر بی دردی هم نیست . از سر بی غمی هم نیست . شاید تو بیکار و بی غم باشی که نشسته ای و این اراجیف مرا می خوانی . اما اراجیف هم گاهی قشنگ است . نمیبینی ملت را ؟ بیچار ها چقدر پول خرج می کنند و کتاب خوان هایشان چه اراجیفی را از صفحه ذهن خود میگذرانند .
خداحافظ شهر شلوغ . سلام تنهایی . سلام وحشت . سلام دنیا . سلام زوزه گرگ . و سلام کویر . سلام دکتر و خداحافظ گذشته و خدا حافظ آینده من فرزند امروزم . کاری هم با دیل کارنگی ندارم . تا بحال به این فکر کرده ای که چقدر کوچکی نه فکر کرده ای . فکر کرده ای که تو و همه میلیون ها میلیون کهکشان دنیا فقط چهار در صد آن چیزی است که کشف شده است . اما کسی هست که تو را کشف کرده و تو خود هنوز خود را کشف نکرده ای .
خودت باش تا خودم باشم . من نباش ما باش . گرگ نباش که سلامش بی طمع نباشد انسان باش که سلامت آنقدر زیبا باشد که گرگان به ت طمع کنند . من از دو اتاق دکتر اتاق پر از کاغذش را انتخاب کرده ام . اما اتاق پر از سیگارش هم بدک نیست .
شاید باید لحظه ای آرام گرفت . شاید ...




